الشيخ المنتظري

430

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و ابوموساى اشعرى و دار و دسته اش هم يك جور اجتهاد كرده و همه بر خلاف سفارشات رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) حركت كردند ! هر يك به راهى مىروند و همه هم مدّعى هستند كه به قرآن تمسّك كرده و پيرو قرآن هستند ! همه اينها از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و از قرآن مايه مىگذارند و خود را پيروان قرآن مىدانند ! « على اختلاف حججها فى دينها » با آن همه اختلافاتى كه در دليلها و دينشان دارند ، باز هم مدّعى هستند پيروان قرآن و رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مىباشند . « لايقتصّون اثر نبىّ » يعنى « لايتّبعون اثر نبىّ » اينها متابعت نمىكنند اثر هيچ پيامبرى را ، يعنى پيرو هيچ پيغمبرى نيستند . چه بسا اين جمله حضرت على ( عليه السلام ) اشاره به يهود و نصارى هم باشد . مىخواهد بفرمايد : چرا اين مردم به پيروىِ يك پيغمبرى اجتماع نمىكنند و همه دنبال يك پيغمبر را نمىگيرند ؟ « و لايقتدون به عمل وصىّ » و چرا به رفتار و كردار يك وصىّ و جانشين پيغمبرى اقتدا نمىكنند ؟ حضرت على ( عليه السلام ) را كه همه مىدانند جانشينِ به حقّ رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است چرا پيروى نمىكنند ؟ « وَلاَيُؤْمِنُونَ بِغَيْب ، وَلاَيَعِفُّونَ عَنْ عَيْب ، يَعْمَلُونَ فِى الشُّبُهَاتِ ، وَيَسِيرُونَ فِى الشَّهَوَاتِ » ( و ايمان به غيب و قيامت نياورده ، و از زشتى خوددارى نمىكنند ، در شبهات عمل مىكنند ، و از خواهشهاى نفس پيروى مىنمايند . ) مقصود از غيب همان قيامت و آخرت است . « و لايؤمنون بغيب » اينها برحسب ظاهر مؤمن هستند و گرنه در حقيقت به روز قيامت و معاد ايمان نياورده اند ، اگر قيامت را باور كرده بودند اين قدر منحرف نمىشدند . « و لايعفّون عن عيب » اينها از عيب و كار زشت پرهيز ندارند و روگردان نيستند . « يعفّون » از مادّه « عفّ يعفّ » به معناى همان عفت نفس است كه در فارسى هم